‏نمایش پست‌ها با برچسب درياي مازندران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب درياي مازندران. نمایش همه پست‌ها

۴ بهمن ۱۳۸۶

مشخصات درياي كاسپين

مساحت کل دریا :۴۰۷ هزار و ۳۰۰ کیلومتر مربع
طول دریا از شمالی ترین نقطه تا جنوب: ۱۰۳۵ کیلومتر
عرض: به طور متوسط ۴۴۳ کیلومتر
عمیق ترین نقطه: ۱۰۲۶ متر در ساحل ایران
کم عمیق ترین نقطه: ۵متر در روسیه
تعداد جزایر: ۵۰ جزیره با ۳۵۰ کیلومتر مربع مساحت
طول خط ساحلی : ۶ هزارو ۵۰۰ کیلومتر (سهم ایران ۶۵۷ کیلومتر)
منابع انرژی: دو درصد کل منبع انرژی جهان تا کنون اثبات شده است
منابع شیلات: ماهی خاویاری، ماهی استخوانی وکیلکا

دریای خزر، مازندران یا کاسپین

مرکز پژوهشهای مجلس ایران در پاسخ به درخواست یکی از نمایندگان، نام دریای خزر را نامناسب خوانده و از مقامات دولت خواسته است تا نام دیگری برای این دریاچه انتخاب کنند.
این مرکز بنابر درخواست رمضانعلی صادق زاده نماینده رشت در مجلس در باره چند گانگی نام دریای خزر توضیح داده که دریای شمال ایران را در داخل ایران به نام "دریای خزر" و در سطح بین المللی به نام Caspian sea می شناسند و اعراب نیز آن را "بحر القزوین" می نامند.
مرکز پژوهشهای مجلس علت درخواست برای تغییر نام را اینگونه توضیح داده که تصور عمومی این است که خزر واژه ای فارسی و ترجمه Caspian است در حالی که این تصور اشتباه است.
این مرکز از تنوع نام های دریای شمال ایران ابراز نارضایتی کرده و پرسیده که کدام نام برازنده این دریا و آئینه تمام نمای هویت تاریخی آن است به گونه ای که هم از آشفتگی نامگذاری برهد و هم نشانه هویت تاریخی اش باشد.
در سالهای اخیر همواره انتقاداتی در باره استفاده از نام خزر برای دریای شمال ایران مطرح بوده و این انتقادات حتی به مجلس ایران نیز کشیده شده است.
مدتی پیش، محمد رضا میرتاج الدینی نماینده تبریز از منوچهر متکی، وزیر خارجه، سوال کرده بود که "چرا نام ایرانی دریای مازندران به نام مجعول و غیر ایرانی خزر تغییر یافته است؟"
خزر با وسعتی در حدود ۴۲۰ هزار کیلومتر مربع بزرگترین دریاچه جهان است و همین وسعت زیاد باعث شده که آن را دریا بنامند.
این دریا بین کشورهای ایران در جنوب، جمهوری آذربایجان و روسیه در غرب و شمال، ترکمنستان و قزاقستان در شرق قرار دارد.
در منابع تاریخی برای این دریا نامهای مختلفی ذکر شده که قدیمی ترین آنها "دریای هیرکانی" (دریای گرگان) و دریای کاسپین است.
در دوران ورود اسلام به ایران نیز نام هایی نظیردریای طبرستان، مازندران، گرگان، آبسکون، گیلان، دیلم و قزوین(کاسپین) بر این دریا اطلاق شده است که عمدتا معرف بخشی از مناطق ساحلی این دریا بوده است.
تغییر نام رسمی
سالیان متمادی این دریا با نام "مازندران" خوانده می شد اما مدتی نیز به نام دریای خزر معروف بود تا آنکه در سال ۱۳۷۵ دولت ایران با هدف حفظ هویت ایرانی، رسما نام آن را به دریای مازندران تغییر داد.
آسیبهای زیست محیطی در خزر باعث بروز نگرانی شده است اما شش سال بعد یعنی در اواخر سال ۱۳۸۱ دولت ایران مجددا برای آنچه جلوگیری از کاربرد نامهای متعدد برای دریای شمال ایران خوانده می شد دوباره نام خزر را برای آن برگزید.
در بخشنامه ای که به امضای محمد رضا عارف، معاون اول رئیس جمهور وقت یعنی محمد خاتمی، رسیده تاکید شده است که در منابع تاریخی بیش از ۳۵ نام مختلف برای خزر بکار برده شده است اما در ۲۵۰ سال اخیر همواره از نام خزر استفاده شده است.
در این بخشنامه که از سوی "کمیته تخصصی نامگذاری و یکسان سازی نام های جغرافیایی ایران" تهیه شده بود به معاهدات ایران و شوروی سابق و قراردادهای بین المللی بین دو کشور استناد شده که در آنها از دو نام خزر و Caspian استفاده شده است.
خزر نام قوم صحراگردی است که بنابر برخی منابع تاریخی در فاصله سده چهارم میلادی تا سده دهم میلادی در کرانه آب های شمالی این دریا در حوالی رود ولگا ساکن بودند.
در برخی منابع تاریخی آمده است که خزرها قومی وحشی و غارتگر بودند که گاه و بیگاه به اقوام همسایه حمله می کردند و همسایه ها از دست آنها آسایش نداشتند و پیوسته در وحشت به سر می بردند هر چند منابع دیگر از ایجاد یک حکومت متمرکز مقتدر در بخشی از تاریخ این قوم خبر داده اند.
دولت ایران هدف از تغییر نام دریای شمال ایران را "جلوگیری از هر گونه سوء تفاهم احتمالی و جلوگیری از تشتت آرا در زمینه نام پهنه آبی شمال کشور" دانسته و از تمامی سازمانها و نهادها خواسته است تا از نام خزر در داخل و ازCaspian در متون خارجی قراردادها و معاهدات بین المللی استفاده کنند.
کاسپیان به جای خزر
به عقیده مرکز پژوهشهای مجلس ایران، این اقدام دولت "ظاهرا برای پرهیز از تکرار تجربه ناخوشایندی بوده است که ایران طی سال های اخیر در باره نام خلیج فارس مشاهده کرده است."
بر همین اساس پیشنهاد شده برای دریای شمال ایران از نام "کاسپیان" استفاده شود که از سوی دولت برای استفاده های بین المللی توصیه شده، چون "کاسپیان" واژه ای ایرانی است و بر آمده از نام قوم کاسپ که قبل از آریایی ها در ایران می زیستند.
کشورهای حاشیه خزر هنوز در مورد رژیم حقوقی آن به توافق نرسیده اندمرکز پژوهشی وابسته به مجلس ایران همچنین از وزارت آموزش و پرورش خواسته که تمام متون درسی و محتوی کتاب ها و نقشه را تغییر دهد و در کتاب های تاریخی نیز فصلی تحت عنوان "اقوام ایرانی پیش از آریایی ها" بگنجاند.
برای تقویت رواج این نام نیز توصیه شده است که یکی از اماکن اصلی ومهم شهر تهران به همین نام نامگذاری شود و وزارتخانه های آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما و مطبوعات نیز برای گسترش و تعمیق این نام فعالیت کنند.
یکی از نگرانی هایی که در سال های اخیر رواج پیدا کرده این است که گاه کشورهای همسایه ایران برخی شعرای فارسی زبان نظیر مولانا و رودکی را به عنوان شاعر ملی خود معرفی کرده اند و مرکز پژوهشهای مجلس ایران در این مورد اظهار داشته که سرقت ادیبان و مشاهیر ایران یکی از روندهای خطرناک بر ضد حوزه تمدنی ایران است.
به عقیده این مرکز، ایران باید اقدامات اجرایی و فرهنگی لازم را برای حفظ میراث تمدنی خود نظیر نام های سرزمینی، اختراعات ایرانی و اندیشمندان ایران اتخاذ کند.
پیشنهاد تغییر نام دریای خزر در حالی عنوان می شود که کشورهای ساحلی این دریاچه هنوز در مورد رژیم حقوقی مناسب برای استفاده از آن به توافق نرسیده اند و نحوه بهره برداری از منابع این پهنه آبی نگرانی هایی را در مورد حفظ محیط زیست خاص آن در پی داشته است.
منبع:بي بي سي نوشته كاوه اميدوار

۲۵ مهر ۱۳۸۶

مشخصات عمومى درياى خزر

درخصوص ابعاد درياى خزر با درنظرگرفتن عوامل متغير از جمله نوسانات آب و نقشه هاى مبنا آمار و ارقام متفاوتى ارائه شده است. متوسط طول آن ۱۲۰۰كيلومتر، متوسط عرض ۳۲۰ كيلومتر، عمق از ۵ متر در مناطق شمالى تا حدود ۱۰۰۰متر در مناطق جنوبى و مساحت آن با توجه به عوامل متغير از حدود ۳۷۰ هزاركيلومتر تا ۴۲۰ هزار كيلومتر مى باشد.
مجموع خطوط ساحلى درياى خزر حدود ۶۵۰۰كيلومتر است و در مورد خط ساحلى هريك از كشورهاى ساحلى نيز به دلايل فنى آمار متفاوتى ارائه شده است كه در شيوه هاى تحديد حدود دريايى منشأ اختلافاتى بوده است و هر كشور براى كسب سهم بيشتر آمار خودش را ارائه مى دهد. مسأله ديگر شكل ساحل است كه در برخى كشورهاى ساحلى به صورت محدب و در برخى مقعر است. كل ساحل جمهورى اسلامى ايران شكل مقعر دارد كه اين در برخى شيوه هاى تحديد حدود دريايى سهم منصفانه رابراى كشورمان در بر نخواهد داشت و ايران معتقد است با استفاده ازالگوهاى بين المللى بايد تقعر ساحل كشورمان به نحوى جبران گردد.
حدود ۱۰۰ رودخانه به درياى خزر مى ريزند كه مهم ترين آنها رودخانه ولگا در روسيه است. گونه هاى جانورى و گياهى بسيار متعددى از موجودات ميكروسكوپى مانند نانوپلانگتون ها تا ماهيانى به وزن ۱۳۰۰كيلوگرم در درياى خزر زندگى مى كنند و دراين ميان ماهيان خاويارى به دليل جنبه هاى كيفى و كمى ( حدود ۹۰ درصد جهان ) آن از جايگاه خاصى برخوردارند. از لحاظ ميزان ذخاير هيدروكربور در درياى خزر آمارها متفاوت است و از ۱۷ تا ۴۴ ميليارد بشكه نفت و حدود ۲۳۲ تريليون فوت مكعب گاز ( به جز ذخايراحتمالى روسيه و ايران) عنوان گرديده است. تاكنون عمدتاً كشورهاى غربى بويژه آمريكا با هدف دخالت در منطقه در اين خصوص بزرگ نمايى هايى كرده اند.
روند تحولات رژيم حقوقى درياى خزر
نظر به اين كه درياى خزر از لحاظ حقوقى يك درياچه محسوب مى شود و نه دريا، رژيم حقوقى آن نيز مشمول كنوانسيون بين المللى حقوق درياها (۱۹۸۲) نمى شود و تحديد حدود آن بايد با توافق كشورهاى ساحلى صورت گيرد. تا پيش از فروپاشى شوروى سابق چندين قرارداد و معاهده ميان ايران و شوروى در خصوص درياى خزر وجود داشته است (از جمله قراردادهاى ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰) كه با توجه به عدم امضاى سند جديدى دراين خصوص، اسناد قبلى مبناى رژيم حقوقى ( هرچند ناقص) درياى خزر محسوب مى شوند. البته اين موضوع موردچالش كشورهاى تازه استقلال يافته قزاقستان ، تركمنستان و آذربايجان قرار دارد و اين كشورها مصرانه خواستار تعيين رژيم حقوقى جديد براى درياى خزر مى باشند. اندكى پس از فروپاشى شوروى مذاكرات مربوط به رژيم حقوقى درياى خزر آغاز شده و جمهورى اسلامى ايران يكى از فعال ترين كشورها در اين خصوص بوده است. لازم به ذكر است كشورهاى ساحلى در نشست هاى جداگانه ديگر مسائل و موضوعات تخصصى درياى خزر (محيط زيست، شيلات، كشتيرانى و ...) را مورد بحث و بررسى قرار مى دهند كه انعقاد كنوانسيون حفاظت محيط زيست درياى خزر در سال ۱۳۸۲ در تهران به عنوان نخستين سند ۵جانبه در خصوص درياى خزر از نتايج نشست هاى تخصصى مى باشد. مذاكرات برگزار شده در زمينه رژيم حقوقى درياى خزر را به ۳ دسته مى توان تقسيم نمود:
۱) اجلاس هاى سران؛ نخستين اجلاس سران در سال ۱۳۸۱ در عشق آباد برگزار شد. اما به دليل وجود اختلاف نظرات اساسى و متعدد ميان كشورها نتيجه اى نداشت. ميزبان دومين اجلاس سران پس از سالها رايزنى و زمينه سازى تهران است.
۲) اجلاس هاى گروه كارى ويژه تدوين كنوانسيون رژيم حقوقى درياى خزر؛ پس از برگزارى چندين دور مذاكرات مقامات كشورهاى ساحلى، در نشست وزراى امور خارجه ۵ كشور در سال ۱۳۷۵ در عشق آباد، طرفها توافق نمودندگروه كارى ويژه اى براى رسيدن به يك كنوانسيون جامع در مورد رژيم حقوقى درياى خزر تشكيل دهند. اين گروه كارى در سطح معاونين وزراى امور خارجه و يا نمايندگان ويژه در امور درياى خزر در ۱۱سال اخير ۲۱ دور مذاكرات جدى و روبه پيشرفتى انجام داده است. همزمان با اجلاس هشتم گروه ويژه كارى در اسفند ۱۳۸۱ پيش نويس كنوانسيون (جامع) رژيم حقوقى درياى خزر تهيه گرديده و از آنزمان تا كنون بحث و رايزنى در مورد مفاد كنوانسيون در ۱۴ نشست نمايندگان كشورهاى ساحلى انجام گرفته است.
كنوانسيون رژيم حقوقى درياى خزر شامل كليه مسائل درياى خزر و حقوق و وظايف كشورهاى ساحلى از جمله موارد ذيل مى باشد:
- اشاره به مبانى رژيم حقوقى قبلى و هرچند ناقص درياى خزر و ضرورت تكميل رژيم حقوقى جديد درياى خزر؛
- تعريف و تبيين مناطق دريايى (درياى سرزمينى ، منطقه ملى، منطقه ماهيگيرى و پهنه مشترك آبى ...)؛
- شيوه هاى تقسيم بستر و زير بستر درياى خزر؛
- تعيين نوع اعمال «حاكميت»، «حقوق حاكمه» و «صلاحيت» توسط كشورهاى ساحلى؛
- ماهيگيرى؛
- حفاظت از محيط زيست درياى خزر؛
- وضعيت نظامى درياى خزر؛
- ممنوعيت حضور نيروهاى مسلح ثالث در فضا، آب و بستر درياى خزر؛
- آزادى ترانزيت به آبهاى آزاد از طريق آبراه هاى روسيه؛
- تشكيل شوراى همكارى.
در نشست هاى برگزار شده درخصوص كنوانسيون بيش از ۷۰ درصدمسائل عنوان شده در آن مورد توافق همه كشورهاى ساحلى قرار گرفته و بحث و رايزنى درباره مسائل باقى مانده و حل نشده ادامه دارد.
۳) رايزنى هاى دوجانبه؛ كشورهاى ساحلى علاوه بر مذاكرات ۵ جانبه، مذاكرات و رايزنى هاى ۲جانبه نيز با يكديگر داشته اند كه به نزديكى مواضع و كمك به حل مسائل ۵جانبه مساعدت كرده است. ايران نيز با تك تك اين كشورها مذاكرات ۲جانبه را در دستور كار خود داده و رايزنى هاى عديده اى انجام داده است كه درموارد متعدد دستاوردهاى زيادى به همراه داشته است.

روزنامه ايران 24 مهر 1386